ناصر الدين منشى كرمانى
16
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )
و مملكت كرمان در صيد شست عضد الدوله آمد و با بغداد و فارس و عراق كه فضاى پرواز شهباز احكام او بود مضاف گشت و آن پادشاه يك نوبت به راه تفرج و تنزه تا بخناب وراين آمده است و پسرش بهاء الدوله ابو النصر در سنهء ثلاث عشرة و أربعمائة روزى چند بردسير را محط رحال جلال ساخت . و بروزگار ملك رحيم سلطان الدوله ابى كالنجار « 1 » بن بهاء الدوله كه مملكت ديالمه روى در انحطاط نهاده بود در سنهء ثلاث و عشرين و أربعمائة سلطان شهيد ناصر لدين اللّه مسعود بن السلطان الماضى العادل الغازى يمين الدوله محمود بن سبكتكين يار قتوغميش « 2 » جامهدار را با پنج هزار سوار ترك و هندو و خلج و پيلان بسيار از راه قصدار باستخلاص مكران و قلع عيسى بن عدنان و تمكين برادرش ابو العسكر بفرستاد و آن ولايت را مضبوط و مستخلص گردانيد و عيسى كشته شد و ابو العسكر در مكران ممكن گشت . و در شهور سنهء اربع و عشرين و أربعمائة چون ممالك عراق عجم و قهستان و سيستان و خوارزم و خراسان و گرگان و مكران در ضبط فرمان آن پادشاه آمد و با غزنين و زاولستان و غور و هند منضم شد همت پادشاهانه چنان اقتضا كرد تا بلاد كرمان به حكم تلاصق و تجاور به آن ولايت كه در تحت تصرف و حكم ديوان او بود مضاف گرداند ، احمد ابن على نوشتكين را كه از اعيان حجاب و اعوان جناب او بود با ده هزار سوار و پنج هزار پياده نامزد فتح و ضبط كرمان گردانيد و ايشان در مدت چهار ماه بردسير و اطراف گرمسير و سردسير برا و بحرا مصفى و مسلم كردند و مادهء حكومت ديلميان و عضديان از كرمان منقطع شد و يك سال و نيم آن مملكت در قبضهء تصرف نواب ديوان سلطان مسعود بن محمود بماند و بسبب رسوم ذميمه و خطابات عنيفه و معاملات قبيحه كه ابداع و احداث كردند اهالى و رعايا متنفر و متشكى گشته بدار الخلافه استغاثت بردند و استمداد و استنجاد كردند ، لشكرى با غاثت و اعانت ايشان مأمور شدند و بكرمان آمدند و با اعيان و معارف و رعايا متعاضد و متوافق گشته بدفع و طرد سلطانيان قيام نمودند و ايشان را منقلب و منهزم به راه طبس از حدود نرماشير بتخوم خراسان دواندند و اسباط عضد الدوله كرة بعد اخرى امارت و حكومت كرمان را استيناف نمودند و در شهور سنهء ثمان و عشرين و أربعمائة كه صراف دار الضرب قضا و قدر نقد ممالك ربع مسكون را نقش سكهء سلطنت سلجوقيان نهاد و خطيب منبر تقدير خطبهء تعظيم در اقطار هفت اقليم بنام آن خاندان كريم ادا كرد و منشى ديوان تؤتى الملك من تشاء منشور شاهى روى زمين بر رسم ايام همايون آن سلاطين كه بر آسمان مقدرت خورشيد آيين و در اقليم مملكت و سلطنت جمشيد تمكين بودند بنوشت
--> ( 1 ) - همچنين است در هر دو نسخه . ( 2 ) در نسخهء لندن : با رفيق عمش